زن زلیل خودتی!!

با سلام، این شعر زیبا از دوست عزیزم داود هست. :D ، در مورد زن زلیل ها!

الهــــی! به مــــــردان در خانه ات!
به آن زن ذلیلان فـــــرزانــــــه ات!


به آنانکه با امـــــر "روحی فداک"!
نشینند وسبـــــــــــــزی نمایند پاک!


به آنانکه از بیـــــــخ وبن زی ذیند!
شب وروز با امــــــر زن می زیند!


به آنانکه مرعــــــــــوب مادر زنند!
ز اخلاق نیکـــــــــوش دم می زنند!


به آن شیــــــــــــر مردان با پیشبند!
که در ظـــرف شستن به تاب وتبند!


به آنانکه در بچّــــــــــه داری تکند!
یلان عوض کــــــــــــردن پوشکند!


به آنانکه بی امــــــــــــر واذن عیال
نیاید در از جیبشان یک ریــــــــال!


به آنانکه با ذوق وشــــــــــوق تمـام
به مادر زن خود بگویند: مـــام (!)


به آنانکه دارند بــــا افتخـــــــــــــار
نشان ایزو...نه!"زی ذی نه هزار"!


به آنانکه دامـــــــن رفــو می کنند!
ز بعد رفــــــــویش اُتـــو می کنند!


به آنانکه درگیــــر ســــوزن نخند!
گرفتـــــــــــار پخت و پز مطبخند!


به آن قرمــــــــه سبزی پزان قدر!
به آن مادران به ظاهــــــــــر پدر(!)


الهـــــــــی! به آه دل زن ذلیــــــل!
به آن اشک چشمان "ممّد سبیل"(!)


به تنهای مردان که از لنگـــه کفش
چو جیــــــــغ عیالاتشان شد بنفش!


:که مارا بر این عهـــد کن استوار!
از این زن ذلیلی مکن برکنـــــــار!


به زی ذی جماعت نما لطف خاص!
نفرما از این یوغ مــــــارا خلاص!

حس نوشتن

با سلام

به به، می بینم که گوگل از زبان فارسی بصورت کامل توی سیستم وبلاگش داره پشتیبانی می کنه :D، خوشمان آمد!، امروز بعد از کلی وقت صرف کردن FireFox 3 beta 5 رو کامپایل کردم، ااااا چقدر سرعتش بالا رفته هاااا ولی چون Beta هست حال نمی کنم ازش استفاده کنم :-"

دوستان تا بحال در توهم خودتون احساس کردید در آدرس Google.com بجای آرم گوگل، آرم شما باشه و بجای Copyright گوگل، کپی رایت گروه شما؟ من امروز با اضافه شونده FireBug روی FireFox چنین توهی رو درست کردم، عکس زیر رو ببینید :


خوب حال کردید؟ شما هم اینکار رو بکنید، روحیه اتون عوض می شه :D

راستی صفحه اول گنو/دانلود رو عوض کردیم، من و پدرام دو تا بد صلیقه با هم افتادیم خوب طبق قوانین ریاضی :
- * - = +
پس در نتیجه بهترین طرح ایجاد شد، همین طور طرح کاملا CSS هست و کلا از اونجایی که پدرام با جاوا اسکریپت مشکل شخصی داره استفاده نکردم :D، و تنها مشکل اینجاست که تصویر PNG روی Internet Explorer درست اجرا نمی شه که من و پدرام با هم گفتیم گور پدر Internet Explorer !!!، چه کنیم دیگه یه تصویر PNG که Transparent باشه رو نمی تونه درست نشون بده، بدرد چی می خوره پس؟؟ هر چند از عمو بیلی بیشتر از این هم انتظار نمی ره :|

انقدر تنها توی این زیر زمین کامپیوتری زندگی کردیم که یکی از دوستان برای من دو تا ماهی آورد بلکه تنها نباشم :D، دیگه تقریبا دستی شدن، غذا می خوام براشون ببرم کلی بالا پایین می پرن :D


خوشحال شدم که باز هم با شما گل های همیشه زیبا صحبت کردم.
موفق و پیروز باشید
یا علی

هوای ساری 2 درجه است!!!

خوب بازم سلام
امروز موضوع بسیار خنده داری برای دوستان دارم!!، هوای ساری 2 درجه است ولی :
1. قسمت های بتنی حیاط خرد می شود
2. رغن مایه کاملا منجمد می شود. (در آشپزخانه)
3. آب لیمو کاملا منجمد می شود. (در آشپزخانه)
4. آب های حیاط کاملا یخ می زنند.

خوب البته این فقط چند تا از مثال های جالبی بود که برای شما زدم و با این حساب چه طور ممکن هست که هوا بالای صفر باشه، حیف که دماء‌ سنج الکترونیکی ندارم وگرنه می گفتم دماء چند درجه الان زیر صفره!!!


این روزا واقعا جالبه، یادش بخیر من تا اوایل تابستان همیشه تن کاپشن بود حالا دماء ساری زیر صفر هست که هیچ، گاز هم نداریم!!! و می شه مثال به یک معجزه الهی نسبت داد که من هنوز زنده هستم!!!، خوب به هر حال جناب احمدی نژاد در حال آموزش دادن به ما هستند که اگر روزی رفتیم سیبری و در اونجا وسایل گرمایی نبود چه طور زنده بمونیم :D، شنیده ها حاکیست که وقتی احمدی نژاد توی ساری اومد مردم بستنش به فحش و بد بیرا، بعد اومد بیرون با مردم درد و دل کرد، حالا خبر ندارم بعدش چی شد!!!!

خلاصه اینکه فعلا فقط یکی از اتاق های خونه ما قابل استفاده هست و کلا بقیه اتاق ها خیلی خیلی سرد هستند، طوری که اگر مثلا من برم توی آشپزخانه، بخار نفس هام رو می بینم!!!، خلاصه اینکه ما مازندرانی ها فعلا در حال آموزش چگونه صرفه جویی کنیم هستیم.

به امید خدا تا چند سال آینده کتاب صرفه جویی هنره داش احمد رو چاپ خواهم کرد، حالا مهم نیست.

حالا از همه اینا گذشته، برف بسیار بسیار زیبایی توی ساری اومد، با اینکه خیلی کم بود ولی بعد از 12 سال بی برفی، واقعا جای شکر داشت، برای همین من و پدرام (Carp3) و مهدی (یکی از دوستانم) جو گیر شدیم و حدود 16 کیلومتر پیاده روی کردیم تا به دانشگاه آزاد اسلامی ساری رسیدیم (جاده دریا)، بعد دیدیم با دریا خیلی فاصله داریم(20 کیلومتر دیگه)، برای همین خودمون رو سنگین گرفتیم و ماشین سوار شدیم :D

وقتی لب دریا رسیدیم، اول از همه من یکم گولوله های برفی پرت کردم به طرف پدرام و مهدی، این بنده خدا ها هر چی پرت می کردن من جا خالی می دادم، هه همه ضایع می شدن، مهدی خودش رو دیگه کنار کشید، ولی این پدرام آخر دست بردار نشد، خلاصه اینکه انقدر گولوله برفی پرت کرد و به من نخورد دلم براشون سوخت، یه گولوله برفی پرت کردم هوا با سر رفتم توش بلکه این جونا یکم روحیه بگیرن :D :D، چشمتون روز بد نبینه، پدرام با حرکتی کاملا ناجوان مردانه یه برف رو کوبوند تو سر من، که فهمیدیم برف نبود، یخ بود!!، اصولا من هم در این جور موارد به روی خودم نمیارم ولی نفله شدم!!!

چند تا عکس هنری هم انداختیم که دوستان کمی حال کنن :D

ساحل دریا:


اینم دو تا شکلک روی برف حال کنیم :D :





لطفا برای دیدن عکس زیر، قرص قلبتون رو بخورید، از اونجایی که بسیار زیبا هستم می ترسم سکته کنید از حسودی در این چهره بسیار زیبا :D ، اینم عکس من :



این عکس زیاد مهم نیست، پدرامه حالا گناه داره، برای این یه نصفه قرص قلب بخورید بلکه دلش نشکنه :



اینم تقدیم به همه بچه های گنو/لینوکس ایران، آرم پارسیکس:





راستی ماه محرم، ماه زیبایی ها و عشق رو به همه شما دوستان عزیزم تسلیت می گم.

موفق و پیروز باشید
یا علی

دندون درد

سلام به همه
خوب بعد از این همه مدت، فرصت رو مناسب دیدیم برای نوشتن یک مطلب.
این چند وقتی که به دندان پزشکی می رم، خلاصه این دندون ما هم که حسابی به خودش حال داده و هی درد می گیره !!! من نمی دونم پانسمان کردن یعنی چی آخه! احساس می کنم دندونه می خواد منفجر شه همه چیزش بریزه بیرون.
چشمتون روز بد نبینه، دیشب خواب دیدم که دندونم خراب شده دست می زنم می ریزه !!، حالا هر چی دست می زدم بیشتر می ریخت، حالا مونده بودم این همه آج دندون از کجا اومده.

از خواب بلند شدم، دندونم رو دست زدم ببینم سره جاشه یا نه ، دیدم سالمه خداروشکر :D ، نه مثل اینکه این دفعه خواب بود فقط.

راستی یکی از دندونام رو بدون بی حسی عصب کشی کرد!، هر یه سوزنی که وارد دندونم می شد تمام زمین و آسمون بهم می خندیدن !! حالا قراره پر کنه و بعد هم روکش که با این حساب دیگه بهرام بی بهرام.

اگر بار ارزان بودیم و رفتیم اگر مهربان بودیم و رفتیم.( هاا؟ )

راستی عید همه مبارک.
عید قربان که دمش گرم به قول یکی از بچه ها، یه چند تا پیامبر دیگه قصد سر بریدن بچه هاشون رو داشته باشن خوب می شه :D ، ما هم که گوشت ندیده ، همه رو خوام خوام خوردیم، نزاشتیم حداقل کباب بشه

عید غدیر خم با من یکی خیلی سازگاری داره، همیشه می گم یا علی، فردا عید علی (ع) و ولایت علی (ع) برای همه شیعیان، خوب پس تبریک

عید کریسمس هم به ما ربطی نداره، خوب یعنی چی؟ من بابانوئل می خوام، یکی نیست به ما کادو بده!، بازم عیدتون مبارک


موفق و پیروز باشید
یا علی

رزم رستم و ویروس

دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي disk داد
بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين disk باشد يكي file ناب
كه بگرفتم از site افراسياب

برو حال مي كن بدين disk هان!
كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش

چو آمد به نزد mini tower اش
بزد ضربه بر دكمه power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران disk را در drive اش گذاشت

نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت
يكي list از root ديسكت گرفت

در ان disk ديدش يكي file بود
بزد enter آنجا و اجرا نمود

كز ان يك demo گشت زان پس عيان
به فيلم و به موزيك و شرح­ و بيان

به ناگه چنان سيستمش كرد hang
كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره reset نمود
همي كرد هنگ و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد
ز بخت بد خويش فرياد زد

چو تهمينه فرياد رستم شنود
بيامد كه ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم همه مشكلش
وز ان disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قيچي و ريش
يكي bootable ديسك آورد پيش

يكي toolkit اندر آن disk بود
بر آورد آن را و اجرا نمود

همي گشت toolkit هارد اندرش
چو كودك كه گردد پي مادرش

به ناگه يكي رمز virus يافت
پي حذف امضاي ايشان شتافت

چو virus را نيك بشناختش
مر از boot sector بر انداختش

يكي ضربه زد بر سرش toolkit
كه هر بايت ان گشت هشتاد bit

به خاك اندر افكند virus را
تهمتن به رايانه زد بوس را

چنين گفت تهمينه با شوهرش
كه اين بار بگذشت از پل خرش

با تشکر از سیامک برای ارسال این متن

این جمله "آخه چرا من؟" خیلی جالبه ، همه ازش استفاده می کنن ، فقیر و پول دارم هم نداره ، یکی دنبال اینه که چه طور پول عمل بچه اش رو جور کنه ، یکی دنبال اینه که چطور پول سفر به دبی رو جور کنه. خلاصه هر کدوم به مشکلی بر بخورن می گن "آخه چرا من؟".
ولی یه اگر هر کدوم به بد بختی های اون یکی فکر کنه ، محکم می زنن تو سرشون و می گن "بیچارهههه". حالا بماند طرف مقابل می خواد چه طور فکر کنه. ولی سر و جمع بد بختی هامون رو می گیم ، خدا خواسته ، حتما حکمتی توش بوده!
ولی هیچ وقت گفتیم چرا خدا خواست که این مشکل برای ما پیش بیاد؟ نه ! یا شایدم آره ، به قول یکی از دوستان خدا برای آدم دو تا سر نوشت رقم زده ، هر روز نسبت به کار هایی که می کنی یکی از ورق های مربوط به اون عملت رو باز می کنه ، اگر به یه بنده خدا هر طور که در توانت بود کمک کردی ( حالا نه مادی ) یا یه کاری کردی که برای کسی حتی خودت مفید بود ، اون روز خدا برات سر نوشت خوبه رو باز می کنه وگرنه اون یکی سر نوشت رو باز می شه.
پس اگر مشکلی برات پیش اومد گردن خدا ننداز ، بگرد ببین چی کار کردی ! همین طور بلعکس

موفق و پیروز باشید
خدانگه دار

سلام به دوستان

اگر می پرسید چرا اینجا رو برای نوشتن انتخاب کردم باید بگم دردسر هایی که برای نصب یه سیستم وبلاگ که من رو راضی کنه دیگه کلافه ام کرد برای همین دیدم اینجا از همه جا راحت تر و قویی تره برای همین انتخاب اش کردم ، اینجا هم سعی می کنم همراه پست های شخصیم اطلاعاتی در مورد پروژه های آینده گنو/دانلود بنویسم.

موفق و پیروز باشید
خدانگه دار